تبليغاتX
سیاست بین الملل

سیاست بین الملل

سیاسی

انحرافات برخی مدعیان خط امام(ره)

انحراف از خط امام:

انتخابات تجلی اراده عمومی و عرصه ای برای دخالت مردم در تعیین سرنوشت خویش است و در واقع یک جولانگاه مقدسی است که در آن مردم جریان یا گروه یا نماینده ای را تایید و زمام برخی از امور خود را به آن واگذار می کنند. در مشق دموکراسی هم مردم و هم نامزدهای انتخاباتی باید به حدی از شعور و فرهنگ دموکراسی برسند تا انتخابات به عرصه پیشرفت و تعالی تبدیل شود و ارکان دموکراسی در جامعه نهادینه شود. خوشبختانه با همت مردم و معمار بزرگ انقلاب اسلامی بعد از گذشت 30 سال از عمر پر برکت جمهوری اسلامی ایران فرهنگ دموکراسی در عمق جان مردم ایران نفوذ کرده است و با شعور بالا که در بسیاری از مواقع شور و هیجان زیادی را هم با خود دارد در صحنه های مختلف، فرهنگ والا و متعالی خود را به منصه ظهور رسانده اند. گواه مدعای ما حضور نزدیک به چهل میلیونی ملت شریف ایران در انتخابات اخیر ریاست جمهوریست، حضوری که بسیاری از کشورهای جهان و حتی مدعیان دموکراسی را انگشت به دهان گذاشت و خاضعانه و بهت زده این حضور ملت را ستودند و دشمنان اسلام و امت ایران بیش از پیش دچار یاس و نا امیدی شدند.

اما به قول رهبر معظم انقلاب اسلامی برخی جریانات که از جانب دشمن هدایت می شوند به دنبال این هستند که شیرینی این انتخابات را در کام ملت تلخ کنند و در این میان برخی جریانات داخلی هم آب در آسیاب دشمن می ریزند و جای تاسف دارد که این جریانات بعضا خود را مدعی خط امام (ره) می دانند و این ادعا را از آغاز تبلیغات انتخاباتی خود مطرح کرده اند اما از همان ابتدای اغاز تبلیغات خود انحرافات متعددی را از خط امام(ره) داشته اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1-   آنچه که تا پیش از انتخابات وجود داشت فضای رقابت بود که البته گاهی گام را فراتر گذاشته و به تخریب های بی انصافانه و تهمت های ناروا نسبت به برخی از کاندیداها منجر می شد. بدون شک باید تفاوتی فاحش و اساسی بین تبلیغات انتخاباتی درجمهوری اسلامی ایران و تبلیغات انتخاباتی در دول غربی وجود داشته باشد، شاید تخریب و بد اخلاقی انتخاباتی در غرب به خاطر تفکر "هدف وسیله را توجیه می کند" قابل انتظار باشد ولی این مساله به هیچ وجه در جامعه اخلاقی ایران قابل پذیرش نیست و از این مساله ابتدائا باید به عنوان اولین انحراف جدی از آرمانهای جمهوری اسلامی و حضرت امام(ره) نام برده شود. بدون شک به هنگامی که عرصه برای بیان برنامه‏ها و  ارائه دیدگاهها فراهم شده است به جای تخریب طرف مقابل می توان از فضای به دست آمده برای بیان اهداف و برنامه ها استفاده نمود کاری که مدعیان خط امام از آن اجتناب کردند و تمام همت خود را بر تخریب و نادیده انگاشتن زحمات دولت پیشین معطوف ساختند و در این راه از تمام فرصت ها چه در مناظراتی که مخاطب حضور نداشت و چه در سخنرانی‏ها و چه به وسیله پخش سی دی و شب نامه و .....استفاده کردند تا خط بطلانی بر تمام ادعاهای خود در زمینه ادب و اخلاق بکشند.. به گونه ای که برخی اعتقاد داشتند که اگر آقای دکتر احمدی نژاد کاندیدا نمی‏شد ‏این آقایان چه حرف هایی برای گفتن داشتند. بنابراین اولین انحراف مدعیان خط امام(ره) گشودن باب مباحث غیر اخلاقی و غیر منصفانه  در تبلیغات انتخاباتی بود دروغ گویی‏های مکرر آنها در جریان انتخابات و وارونه جلوه دادن حقیقت، چه در بیان اطلاعات و اخبار به ملت و چه در نقد دولت پیشین، ناامید کردن مردم نسبت به نظام و مسئولین دلسوز ، نادیده گرفتن خدمات و زحمات دولت و سیاه نمایی اوضاع و همچنین بالابردن سطح توقعات مردم نسبت به امکانات موجود در کشور به وسیله وعده های غیر عملی تنها بخشی از آن چیزهایی بود که آنها برای غلبه بر حریف به کار بستند.اما به رغم تمام این مسائل ملت راه دیگری را انتخاب کرد و به خوبی نشان داد که معیارهای درستی برای تشخیص صادق بودن یا نبودن افراد دارد.

2-   تزویر و ریاکاری (که البته خود آنها به عنوان حربه ای برای ضربه زدن به حریف از آن استفاده می کردند) دیگر انحراف این مدعیان خط امام بود، با نگاهی به نوع تبلیغات، گریه های تصنعی، استفاده از رنگهای مختلف برای تحریک عواطف مردم، استفاده از بازیگران - در فیلم هایی که ادعا می کنند که کاملا مستند است- برای سیاه نمایی وضعیت، وجود ارتباطات معنادار بین ستادهای انتخاباتی کاندیداهای به ظاهر رقیب، استفاده از شعارهای دهن پرکن، سوء استفاده از شور جوانان و تهییج عواطف آنها، مظلوم نمایی های تصنعی، سوء استفاده از روابط پیشین، ادعای ساده زیستی در عین داشتن تمکن مالی بسیار زیاد(که البته در چگونگی کسب بخش بسیاری زیادی از آن رد پای رانت و ..وجود دارد) تنها بخشی از تزویر آنهاست و شاید به عنوان شاهکار و مجسمه ریاکاری بتوان از افرادی نام برد که مدتها خود را حامی درجه یک شیخ اصلاحات(به قول خودشان) می دانستند و برایش اشک تمساح می ریختند اما گویا قلب خود را در خانه میراصولگرایِ  اصلاحات جا گذاشته بودند و صداقت خود را به هنگام رای دادن بر همگان اثبات نمودند.

3-   اما انحراف سوم در این خط فکری دور شدن از یک اصل اساسی ارائه شده توسط حضرت امام است همان اصلی که خود بارها بدان اشاره داشته اند و آن هم این است که "میزان رای مردم است"  آنهایی که ادعای خط امام و دموکراسی را دارند هم اکنون که ملت به آنها رای منفی داده‏اند نمی توانند این اصل اساسی را بپذیرند و نمی خواهند در مقابل این عظمت حضور سر تسلیم فرود بیاورند. آنها در واقع مبانی دموکراسی را تا بدانجا می پذیرند که تامین کننده منافع آنها باشد. آنها که در ارزیابی وضعیت و خواسته های ملت ایران دچار اشتباهات فاحشی شده بودند و با به راه انداختن موج های رنگی در سطح برخی از شهرها دچار توهمات زیادی شدند به هنگامی که اشتباه محاسباتشان بر آنها آشکار شد به جای پذیرفتن و احترام به رای مردم، با نادیده انگاشتن منش و سیره حضرت امام(ره)، مسیر انحرافی دیگری را در پیش گرفتند و ظرفیت های سیاسی و فرهنگی خود را به خوبی بروز دادند. مدعیان دروغین خط امام راحل(ره) همگام و همزبان با رسانه های بیگانه که از حضور پر رنگ ملت آزرده شده بودند تشکیک در صحت انتخابات را در سر لوحه کارهای خود قرار دادند آن هم در حالی که هیچ اماره  و نشانه ای برای این ادعای خود ارائه ندادند. صدور. بیانیه های نابخردانه و تحریک جوانانی که غالبا ناآگاهانه در دام آنها گرفتار آمده‏اند و قرار دادن آنها در کنار اشرار و اراذلی که به شکل سازماندهی شده به دنبال براندازی این نظام مقدس هستند از سوء تدبیرهای این جریان مدعی خط امام (ره) است. این در حالی است که مجاری قانونی فراوانی برای اعتراض به نحوه انتخابات وجود دارد که اگر مدرک مستندی بود به طور قطع از سوی آنها ارائه می شد. اما گویا تنها مرهم نفس های به شمارش افتاده آنها غوغاسالاری و تحریک عواطف جوانان ناآگاه است. آنها هم اکنون پایه های نظامی را هدف قرار داده اند که خود می خواستند از طریق آن بر مسند قدرت تکیه بزنند. جای تاسف دارد که آنها حتی پیش از انتخابات هم خود را آماده بلوا کرده بودند چنانکه وابستگان به پیر و مراد این مدعیان خط امام(ره) به هنگام رای دادن ادعا کرده بود که اگر فلانی پیروز نشود یعنی در انتخابات تخلف صورت گرفته است و مردم باید با آن برخورد کنند. و این جمله خود بیانگر عمق استدلالات و منطق این افراد است. اما به هر حال آنچه که در خلال این انتخابات به خوبی مشخص شد این بود که صداقت صرفا با ادعا و غوغا حاصل نمی شود و گذشت زمان و حوادثی اینچنین عیار راستگویی افراد را محک می زند. و نشان می دهد که آنها از مقاربت با امام(ره) نه تها راستی و درستی را نیاموخته اند بلکه به توصیه ها و بیانات ایشان هم کاملا بی توجهند و با رفتار و کردار خود زمینه تشنج و اختلاف بیشتر و سوء استفاده دشمنان را فراه م آورده اند و با این کار خود نه تنها به رای مخالفین بلکه به آراء موافقین خود هم بی احترامی می کنند و آب در آسیاب دشمن می ریزند و در حالی صحت انتخابات را زیر سوال می برند که نمایندگان خودشان هم  در کنار شورای نگهبان و دیگر ناظرین بر این انتخابات نظارت کامل داشته اند. و متاسفانه این حرفها از دهان کسانی خارج می شود که در زمان خودشان هیچ گونه اعتراضی را نسبت به انتخابات بر نمی تافتند. ولی چه می‏شود کرد که آنها پیرو منطقی هستند با نام "جهان نباشد گر من نباشم".

نکته دیگر  درباره برخی افراد است خود را صاحب نظام می‏دانند اما متاسفانه به هنگام انتخاب بین منافع خود و اطرافیانشان و منافع نظام، اولی را بر می گزینند. در چنین حوادثی است که مشخص می شود  چگونه آنها منافع خود و اطرافیانشان را بر نظام ترجیح می دهند و صحنه گردان مخالفت با جریانی می شوند که از حضور آن در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور احساس خطر می‏کنند. اما روشن و مشخص است که تمام این تحریکات و مخالفتها آب در هاون کوبیدن است و نتیجه ای به جز غرق شدن بیشتر برای آنها نخواهد داشت و ملت به خوبی راه خود را شناخنه است وان شاءالله در کنار دولت خدمتگزار مسیر تعالی و پیشرفت را در کنار عدالت و اجرای قانون برای همگان در طی خواهد نمود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 15:15  توسط امید عبدالهی  | 

پیام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت حماسه‌ي پرشور 22 خرداد

پیام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت حماسه‌ي پرشور 22 خرداد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی، حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعه حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثه ای خیره کننده و بی همتا خواندند و با اشاره به تجلی رشد سیاسی، عزم انقلابی و ظرفیت مدنی ملت ایران در انتخابات شورانگیز، زیبا و پرشکوه ریاست جمهوری دهم افزودند: مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشند با تحریکات بدخواهانه، شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.

متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت عزيز ايران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما كه شايستگي خود را براي دريافت سلام و رحمت الهي به اثبات رسانديد. جمعه‌ي حماسي شما،‌ حادثه‌ئي خيره‌كننده و بي‌همتا بود كه در آن، رشد سياسي و چهره‌ي مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران، در نمائي زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.
اقتدار و عزتي كه شما با آرامش و متانت و كمالِ خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ي خلل‌ناپذيري كه در ميان آتشبار جنگ‌رواني دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ي تعيين‌كننده نشان داديد، از چنان اهميتي برخوردار است كه با هيچ بيان معمولي و متعارفي نمي توان آن را توصيف كرد. تنها مي توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي اين كشور، بالاي سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائي ملت ايران، نصاب تازه‌ئي در سلسله‌ي طولاني انتخابهاي ملّي پديد آورد. مشاركت بيش‌از هشتاد درصدي مردم در پاي صندوقها و رأي بيست‌وچهار ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعي است كه به حول و قوه‌ي الهي، خواهد توانست پيشرفت و اعتلاي كشور و امنيت ملي و شور و نشاط پايدار را تضمين كند. ديروز شما توانستيد ثابت كنيد كه ايران به بركت شعارها و ارزشهاي انقلاب اسلامي، در برابر تهاجم سياسي و رواني از چنان مصونيت و صلابتي برخوردار است كه با گذشت سي‌سال از آغاز مردمسالاري ديني در اين كشور،‌ از هميشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ي راه روشن خود مطمئن ميسازد.
اينجانب با فروتني در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحي‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدرداني از اين لطف الهي و شكرگزاري در برابر پروردگار حكيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ي شورانگيز بودند، توصيه ميكنم كه كاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ي پس‌از انتخابات، روز مهرباني و بردباري باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهاي محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند. رئيس جمهور منتخب و محترم، رئيس جمهور همه‌ي ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه از او حمايت و به او كمك كنند. بي شك اين نيز امتحاني الهي است كه موفقيت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب كند.
وظيفه‌ي خود ميدانم از همه‌ي كساني كه در خلق اين حادثه‌ي بزرگ نقش آفريدند صميمانه سپاسگزاري كنم: از نامزدهاي محترم كه با مطرح ساختن نقطه‌نظرهاي سياسي و اقتصادي و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلايق گوناگون اجتماعي و سياسي را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزيدگاني كه مخاطبان خود را به حضور در اين آزمون بزرگ دعوت كردند؛ از مراجع عظام و علماي اعلام و فرزانگان دانشگاهي و شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي؛ از رسانه‌ي ملي و مديران و طراحان و مجريان و هنرمندان صداوسيما كه نو‌آ‌وري‌هاي تحسين‌برانگيز آنان نقش تعيين‌كننده‌ئي در اين حادثه‌ي فراموش‌نشدني داشت؛ از وزارت كشور و شوراي محترم نگهبان كه با اخلاص و امانتداري كامل به وظيفه‌ي خطير خود صادقانه و سخت‌كوشانه عمل كردند؛ از نيروي انتظامي و ديگر دستگاههاي حافظ امنيت، كه فضاي سالم و باز و آرام را براي مردم تأمين نمودند، و سرانجام و بيش‌از همه، از يكايك رأي‌دهندگان كه براي خود و كشورشان آبرو و ثبات و امنيت فراهم آوردند..
بار ديگر با تضرع و ابتهال، خداي عزيز و قدير را از اعماق جان، سپاس گفته هدايت و رحمتش را براي اين ملت و اين بنده‌ي ناتوان مسألت ميكنم و با سلام به حضرت ولي‌ّ الله‌الاعظم‌ روحي‌فداه به دعا و رعايت و حمايت آن صاحب اصلي اين كشور دل مي‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طيبه‌ي شهيدان عزيز درود ميفرستم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 16:51  توسط امید عبدالهی  | 

بررسی پرونده هسته ای در دولت خاتمی و احمدی نژاد

بررسی پرونده هسته‏ای در دو دولت خاتمی و احمدی نژاد

 

امید عبدالهی (کارشناس مسائل بین الملل)

بخش اول: دیپلماسی دولت خاتمی در مساله هسته‏ای:

شروع بحران هسته اي ايران باز مي گردد به مرداد سال 1381،آن زمان به خاطر اقدامات منافقين اين بحث مطرح گرديد كه ايران در سه مركز مخفي مشغول ساخت سلاح هسته اي است. در مقابل ايران هم اعلام كرد از آقاي البرادعي دعوت كرده تا به ايران بيايد و از تاسيسات هسته اي ايران بازديد كند.البرادعي به ايران آمد وپس از سفر او يك مدتي سروصداها كاهش پيدا كرد.دليلش هم اين بود كه امريكا در آن مقطع خودش را براي حمله به عراق آماده مي كرد. كه اين حمله در اسفند ماه انجام شد.بنابراين در اوايل سال 1382مسايل هسته اي ايران بدون جنجال در محافل غربي مطرح بود.اما اولين بار كه موضوع ابعاد بين المللي وسيعي پيدا كرد در ژوئن 2003 يا خرداد 1382 بود.در اين تاريخ پرونده ايران براي اولين بار در شوراي حكام انرژي اتمي مطرح شد.دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي اولين بار گزارش در باره ايران به شوراي حكام داد، وي در اجلاسي در تاريخ 16 ژوئن 2003 در سخنراني خود گفت: " ايران نتوانسته است گزارش دقيقي از مواد هسته اي وفعاليتهايش را ارائه دهد ،ولي مقامات ايران گامهاي اصلاح كننده اي برداشته اند"  وهمين زمانها بود كه فشارها بر ايران براي امضاي پروتكل الحاقي افزايش يافت. چنانكه البرادعي به صورت جدي خواهان اين مساله بود وسران هشت كشور صنعتي در اجلاس اويان فرانسه در ژوئن 2003(11خرداد 1382) اعلام كردند كه به طور جدي نگران فعاليتهاي هسته اي ايران هستندوروسيه نيز به آنها اطمينان داد تا وقتي ايران پروتكل را امضا نكند از تحويل تجهيزات وامكانات هسته اي به ايران خودداري خواهد كرد.

شوراي حكام در سپتامبر اجلاس تشكيل داده بودو در آن قطعنامه شديد اللحني عليه ايران صادر شد.  شوراي حكام براي اجراي درخواستهاي قطعنامه به ايران ضرب الاجل (Dead Line) داد.بعد از اين قطعنامه سرو صداي زيادي در دنيا به پا شد. وبه دنبال آن وضع اقتصادي كشور هم به شدت تحت تاثير قرار گرفت.ركود سراسر بازار وحتي معاملات عادي را هم گرفت....

منشاء اختلافات

1-         سوالاتي درباره ساخت تاسيسات هسته اي در نطنز و اراك و ارائه نكردن به موقع گزارش اقدامات خريد و تبديل اورانيوم در اواخر دهه نود

2-         ايجاد محدوديت  براي بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي

3-         اطلاعات بعضا ضد و نقيضي كه ارائه شده بود

4-         توليد چند تن گاز UF6   در اصفهان

5-         پيدا شدن آثار اورانيوم بسيار غني شده

6-         قرار داشتن تاسيسات هسته اي در مجموعه نظامي پارچين

به طور کلی شاخص های زیر را می توان برای تصمیمات دولت هشتم در زمینه مسائل هسته ای برشمرد

1-      تحمل و خویشتن داری

2-      مصالحه و مماشات

3-      احتیاط و پرهیز از مواجهه

4-      اعتماد و امید بیش از حد به سه کشور اروپائی در حل بحران (والبته سوء استفاده آنها از این موقعیت های و اثبات عدم صداقت آنها)

 برخی نکات مهم دیپلماسی هسته ای ایران در این دوره:

1-         اينکه سياست ايران در ابتدا منفعلانه بود و در برخي از مقاطع دستگاه تصميم گيري و مذاکره کنندگان از اقتدار لازم برخوردار نبودند و همين مساله باعث گام به جلو غربي ها مي شد.

2-         نکات ديگر اينکه در ابتداي امر تعلل تصميم گيران در پاسخ گویی به سوالات و ابهامات آژانس و همچنین در پاسخ گویی به نامه اروپائیان باعث شد تا  پرونده هسته اي ايران فعال شود که اين خود از نقاط ضعف تصميمات بود

3-         ..به نظر ورود اروپا و دخالت دادن آنها در اين حد و اندازه در پرونده هسته اي از اشتباهات ديگري بود که از ابتدا شکل گرفت و به گونه ای زمینه را برای جسارتهای بیشتر آنها و حتی دخالت در امنیت ملی ایران که نمونه آن را در توافقنامه سعدآباد می بینیم شد.

4-         اشتباه بزرگتر اعتماد به اروپايي ها  در زمينه وعده هايي بود که با توجه به نوع بيان آنها و عدم وجود مکانيسم لازم براي اجراي آنها, هيچگاه تحقق پيدا نکرد و تنها فشارها را بر ايران بيشتر کرد. و در واقع اروپائیان یک طرف اجرای سیاست چماق و همیج با همکاری آمریکا بودند که سیاستگذارن ایرانی توجه زیادی به این مساله نداشتند.

5-         . بحث ديگري که وجود داشت اين بود که در برخي از مقاطع و خصوصا در ابتداي امر ايران علي رغم توافقات و تفاهماتي که انجام داده بود. اما برخي رفتارها و برخي فعاليتهاي هسته اي مشکوک و خارج از چارچوب توافقات صورت مي داد که نتيجه آن ايجاد بي اعتمادي در بين ساير دولتها  شد.


بخش دوم: دیپلماسی دولت نهم در مساله هسته ای

ابتدای دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در حالی آغاز شد که بحث کشیده شدن پرونده هسته‏ای ایران به شورای امنیت قطعی شده بود و منشاء آن هم اعلام تصميم از سر گيري فعاليت هاي تبديل اورانيوم در UCF اصفهان بود که از قبل هم قابل پیش بینی بود ولی گویا هیچ گونه تصمیم مستقلی از سوی ایران برای غربی ها قابل پذیرش نبود.

به طور کلی برخی مبانی و شاخص های دیپلماسی این دوره را میتوان به شرح زیر برشمرد:

1-شجاعت و صراحت در بیان مواضع اصولی

2- مردم محوری به جای توجه به غرب در حل بحران هسته ای

3- مذاکره همراه با رعایت حقوق اساسی ملت

4-  اتخاذ دیپلماسی مقاومت هوشمندانه در برابر تهدیدهای نظام سلطه

5-  به چالش کشاندن حُسن نیت قدرت‌های بزرگ در حوزه خلع سلاح هسته‌ای فراگیر

6- تأکید بر نقش‌محوری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

7-  دفاع عزت‌مآبانه از بنیان‌های ایران هسته‌ای صلح‌آمیز با مدیریت مناسب دیپلماسی سازمانی

و به طور کلی مهم ترین دستاوردهای دولت نهم در بحث هسته ای بومی سازی انرژی هسته ای و ملی شدن صنعت هسته ای کشور و از بین بردن تهدیدات امنیتی و نظامی در این زمینه بود که در واقع میوه ایستادگی دولت با پشتوانه و حمایت مردم بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 11:5  توسط امید عبدالهی  | 

منافقین

ارتباط منافقین و مباحث هسته ای

برخی از جریانات انحرافی در ابتدای انقلاب اسلامی به وجود آمد که به دنبال سهم خواهی از انقلاب مردمی ملت ایران بودند و به هنگامی که اقبال عمومی برای کسب مناسب حساس نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با این جریانات هماهنگ نبود و هزم اندیشی ملت و  رهبر معظم انقلاب اسلامی باعث شناسایی این افراد شد، آنها چهره واقعی خود را برای همگان نمایان ساختند. یکی از این جریانات انحرافی سازمان مجاهدین خلق بودند. که  امام خميني از واژه‌ي «منافقين» براي مشخص نمودن  این منحرفان از راه انقلاب و مخالفان مكتب اسلامي استفاده نمود.

 سازمان مجاهدين خلق كه با توسل به ايدئولوژي التقاطي ماركسيسم اسلامي به خشونت، ترور و جلوگيري از بازسازي پرداخته بود و مانعي عمده بر سر راه مشاركت سياسي ـ اجتماعي تلقي مي‌شد، به عنوان مشخص‌ترين چهره‌ي نفاق در ايران شناخته شد

سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین  با جمع‌آوري سلاح از پادگان‌ها و جذب و اغفال نيروهاي جوان و سازماندهي آنها در پي فراهم آوردن يك زمينه اجتماعي مناسب بود. در ابتدا خود را همگام و همراه نهضت اسلامي نشان مي‌داد و حتي عكس امام را نيز در كنار آرم سازمان قرار داده و از ايشان به عنوان رهبري قاطع و سازش ناپذير ياد مي‌كرد اما آنها پس از نا امیدی از در دست گرفتن ارکان اساسی نظام و سرنگونی وابستگانی همچون بنی صدر، با  اين ادعا كه نظام جمهوري اسلامي نظامي مرتجع است، مبارزه عليه انقلاب اسلامي و برنامه‌ريزي جهت به دست گرفتن حكومت را آغاز كردند و در تاريخ 30 خرداد 1360 با انتشار اطلاعيه‌اي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران اعلان جنگ مسلحانه كردند و درصدد نابودي انقلاب اسلامي برآمدند. بدين ترتيب تابستان 1360 با ايجاد آشوب و هرج و مرج در شهرها، به آتش كشيدن وسايل نقليه عمومي، ضرب و شتم مردم بي‌دفاع و ترورهاي كور، عليه نظام اسلامي آغاز گرديد. منافقين اولين ضربه هولناك را در ششم تير 1360 با انفجار بمبي در مسجد ابوذر و سوء قصد به جان آيت‌الله خامنه‌اي و سپس در هفتم تير همان سال با انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و به شهادت رساندن 72 تن از مسئولين طراز اول كشور از جمله دكتر بهشتي رئيس ديوان عالي كشور وارد آوردند. دو ماه بعد نيز با انفجار دفتر نخست‌وزيري موجبات شهادت رئيس‌جمهور رجايي و نخست‌وزير باهنر را فراهم كردند. 14 از جمله اقدامات ديگر منافقان مي‌توان به ترور شهيد دكتر آيت، انفجار دفتر دادستاني، به شهادت رساندن آيت‌الله قدوسي، شهداي محراب و تعداد زيادي از مردم عادي اشاره نمود.

این سازمان از زمان تشکیل با وجود اینکه افکار التقاتی مارکسیستی در آنها به شدت نفوذ داشته است در برخی مقاطع به شدت مورد حمایت دولتهای غربی که غالبا مخالف این افکار هستند قرار داشته اند و به نظر می رسد توجه غربیها به آنها یک دلیل بیشتر ندارد و آن هم استفاده از آنها برای اعمال فشار بر ایران است به عبارت دیگر از دیدگاه غرب آنها یک اهرم فشار سنتی بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند و ابزارِ اروپائیان برای معامله با ایران قرار گرفته اند. مدعای ما رفتارهای متفاوتی است که از سوی غربی ها در مورد این گروهک صورت می گیرد.

رفتار غرب با گروهک منافقین از ابتدا نه بر اساس ماهیت این گروهک بلکه ارتباط بسیار زیادی با کرنش یا عدم کرنش ایران در مقابل غرب داشته است و در مقاطع مختلف مشخص شده است که هرگاه عزم و اراده  راسخ ملت ایران با خواسته های آنها تضاد و تناقض داشته است آنها میزان حمایت های خود را از این گروهک افزایش داده اند و در جایی هم که خواسته اند ایران مجاب به پذیرش مساله ای کنند از مشوق ایجاد فشار بر منافقین استفاده کرده اند. در این میان مساله هسته ای یکی از مهم ترین مسائلی است که غربی ها تلاش کرده اند که در آن  با مهره منافقین برای دست یابی به اهداف خود بازی کنند. آنها در ابتدا برای مجاب کردن ایران در مساله هسته ای و کوتاه آمدن از حقوق هسته ای قولها و مشوق های زیادی را در زمینه فشار بر منافقین به ایران دادند و در مقاطعی که تصور می شد ایران به آنچیزی که خواسته غربی ها را تشکیل می دهد یعنی تسامح در مساله هسته ای پیش می رود _که البته بعد ها ملت ایران نشان داد که هیچ گونه تسامحی را در این مساله نمی پذیرد و این تنها ارزیابی غلطی بوده است که از سوی غربیها انجام شده است_ عده ای از سران منافقین در سال 1382  در اروپا دستگیر شدند و حتی مباحثی همچون اخراج آنها از اروپا و عراق و دستگیری سران این گروهک و حتی استرداد آنها به ایران به عنوان مشوق های اروپاییان برای ایران به صورت رسمی  و غیر رسمی مطرح بود و این مساله ربطی به ماهیت این گروهک و یا عملکرد آنها نداشت و رفتار  غرب در طول بیش از دو دهه فعالیتهای این گروهک  موید این مساله بود. این  مشوق ها از سوی اروپائیان که شاید به احتمال بسیار ضعیف می توانست پایانی باشد بر حیات گروهک منحرف منافقین- البته این مشوق در کنار سایر مشوق هایی که بدون ضمانت اجرایی مناسب از سوی اروپایی ها مطر ح می شد به هیچ عنوان نمی توانست امیدواری زیادی را برای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر پایبندی اروپاییان به خواسته هایشان به وجود بیاورد-  یک هدف را دنبال می کرد و آن هم چشم پوشی از حق ملت ایران در زمینه بهره مندی از انرژی هسته ای بود.

موید این ادعا تغییر رفتار اروپا با منافقین پس از گذشت یک دوره کوتاه دو سه ساله است چرا که به یکباره اتحادیه اروپا تصمیم می گیرد که گروهک منافقین را از لیست تروریستی خارج کند و آن هم درست در زمانی که به خوبی می داند که  مقاومت مردم ایران در مساله هسته ای بسیار جدی است و هیچ کدام از مسئولین هم به خود اجازه نمی دهد که بر سر حقوق ملت ایران معامله کند و در واقع اروپا بار دیگر با رو کردن مهره منافقین قصد بازی با ایران را دارد و در پس پرده مسائل حقوقی به دنبال دست یابی به اهداف سیاسی خود است و به قول معروف کشورهای اروپایی تصمیم جدی گرفته‌اند تا یک بار دیگر از سازمان منافقین به عنوان برگ برنده در بازی هسته‌ای با ایران بهره ببرند. کما اینکه "رابرت فاکس" خبرنگار دفاعی مجله "Standard Evening" در رابطه با تصمیم اخیر برای خارج کردن نام گروهک منافقین از فهرست گروههای تروریستی این کشور گفت: آنها در صدد اعمال فشار بر ایران هستند و این یک تصمیم کاملا سیاسی است.

به طور قطع نابودی و ریشه کنی اقدامات تروریستی منافقین به عنوان مخالفین نظام و مردم ایران مساله بسیار مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد لکن مهره ای را که اروپا برای فشار بر ایران رو کرده است تا چه اندازه به نسبت آنچه که باید در ازای آن پرداخت ارزشمند است. در این زمینه باید گفت که دست یابی به انرژِی هسته ای در واقع هم اکنون تبدیل به یک خواست ملی شده است و علی رغم تمام  فشارهایی که تا کنون وجود داشته است خوشبختانه بنابر تاکید  بسیاری از کارشناسان، سیاستهای مناسبی که از سوی دولت در زمینه ایستادگی در دست یابی به دانش هسته ای صورت گرفته است، جمهوری اسلامی ایران را از موضع انفعالی در بحث هسته ای خارج کرده است و راه رسیدن ملت به این خواسته را هموار کرده است و به تبع این موفقیت ها عکس العمل منفی غربی ها را در پی داشته است و هم اکنون پیش کشیدن بحث منافقین نیز یکی از این عکی العمل هاست که نمی توان آنرا چندان خارج از انتظار دانست. اما به طور قطع ملت ایران را نمی توان به واسطه تهدیدهای اینگونه از حق دست یابی و حفظ دانش هسته ای که در سایه سالها تلاش و کوشش متخصصان داخلی به دست امده است، محروم کرد

از طرف دیگر تجربه ثابت کرده است که مواضع انفعالی و تن دادن به خواسته های زورمنشانه تنها زمینه را برای امتیاز دادنهای بعدی فراهم خواهد ساخت. و این مساله ای است که متاسفانه از سوی برخی محافل داخلی از آن غفلت می شود و خارچ کردن منافقین از لیست تروریستی را چنان بزرگ جلوه می دهند که گویا تا کنون  شاهد کارشکنی های اینچنینی از سوی غربی ها در مقابل خواسته های ملی ملت ایران در قضایایی چون ملی کردن صنعت نفت و...نبوده اند.

نکته دیگر اینکه این بیانات به معنای غفلت از فعالیت های گروهک منافقین نیست و باید گفت که  درست است این گروهک دارای جایگاه مردمی نیست و سال به سال هم به رغم فعالیتهای زیاد ضعیف تر شده و اقبال عمومی هم نسبت به آن کم شده است اما مسلما فعالیت های آزادانه این گروهک در اروپا و سایر نقاط نمی تواند خوشایند نظام جمهوری اسلامی باشد و به طور قطع  با منافع ما در تضاد خواهد بود و باید با هزم اندیشی و عدم غفلت  از تمام ابزارهای موجود برای مهار این گروهک منحرف استفاده کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 11:6  توسط امید عبدالهی  | 

وا اسلاما

در سالروز عزای حسینی رژیم سفاک صهیونیستی جنایت دیگری را شکل داد. این جنایت وحشیانه البته به نظر عده ای هدیه کریسمس صهیونیستها برای مردم بی دفاع فلسطین هم بود.

موجودیتی نا مشروع که در قالب مفاهیمی ساخته و پرداخته غیر و بر اساس آموزه های تحریف یافته دین یهود، در سرزمینی که بیش از 90 در صد آن را مسلمانان تشکیل داده اند، حیات خود را آغاز کرده است و در طول 69 سال حیات نا مشروع خود شدید ترین جنایات ضد بشری را در میان مسلمانان و بر علیه آنان مرتکب شده اند و هیچ قاعده و قانون بین المللی نتوانسته است آنها را وادار به کرنش نماید. یکی از ویژگیهای انکار ناپذیر رژیم صهیونسیتی، عدم پایبندی این رژیم به قواعد و قراردادهای بین المللی و منطقه ای است چرا که به مدد حمایتهای بی شائبه بین المللی از آن، هرگز هیچ نیروی قدرتمند بین المللی نتوانسته و نخواسته است که این رژِیم را وادار به پذیرش قواعد بین المللی کند و شکستن قواعد و قراردادهای بین المللی از سوی این رژیم هم به یک امر عادی تبدیل شده است و اگر هم محکومیت یا اجباری وجود داشته است در حدی بسیار خفیف بوده که در نهایت هم به طور کامل اجرا نشده است و خصوصا در مواردی که قراردها و یا توافقنامه ها درباره طرف فلسطینی بوده است این رژیم با جسارت و گستاخی بیشتری آنها را زیر پا گذاشته است چنانکه در آتش بس 6 ماهه اخیر این رژیم با حماس بسیاری از شروط مندرج در توافقنامه از سوی این رژیم زیر پا گذاشته شد و از جمله رژیم صهیونیستی به شروط: توقف حملات، لغو محاصره غزه، بازگشائی گذرگاهها و انتقال آتش بس به کرانه باختری پایبند نبوده است و تا کنون 195 بار آتش بس را نقض کرده است.

تصاوير مربوط به آتشي كه صهیونیستها در غزه به پا كرده‌اند و در تمام رسانه‌هاي جهان نيز منتشر شده است، تنها بخش كوچك از آتشي است كه صهيونيست‌ها اميدوارند که نه تنها فلسطين بلکه در سراسر جهان اسلام و به پا كنند. فلسطين با فاجعه روبه‌رو است، نوار غزه با مرگ تدريجي روبه‌رو است، الخليل شاهد به آتش كشيده شدن است، كرانه باختري نيز تبديل به فضايي براي گسترش سرطان شهرك سازي است، بيت‌المقدس با يهودي‌سازي مي‌جنگد و با این اوصاف مواضع انفعالی توام با سازش کشورهای عربی تشدید کننده بحران در میان مردم مظلوم فلسطین است و به طور حتم  جنايتكاران جنگي رژيم صهيونيستي از تهديدها و شروط و نه گفتن‌هاي خود دست بر نمي‌دارند. و سرنگونی و به آتش کشیدن غزه از آرزوهای دیرینه سران این رژِیم است کما اینکه اسحاق رابين نخست وزير اسبق اسراييل همواره مي‌گفت كه دوست دارد يك روز از خواب بيدار شود و ببيند كه نوار غزه در دريا غرق شده است.

هر چند که آرزوی دیرینه سران صهیونیستی مبنی بر به خاک و خون کشیدن غزه  مساله ای بسیار وحشیانه و ناشی از روح ددمنشانه و سفاک صهیونیستها دارد، لکن جای شگفتی چندانی ندارد ولی آنچه که شگفت آور است سکوت مرگبار و مواضع انفعالی اعراب و کشورهای اسلبامی در مقابل این همه کشتار و وحشیگریست. چگونه می توان پذیرفت که عده ای  غاصب سرزمینی را غصب کرده مردم آن را آواره کرده و در میان انبوهی از مسلمانان، وحشیانه ترین جنایات را بر علیه آنان مرتکب شود اما هیچ جوابی نگیرد. چگونه می شود که ملتی را که سنبل مقاومت اسلامیست در میان همکیشان خود به آتش بکشند و آنان تنها نظاره گر باشند. باید از این دولتهای منفعل پرسید که اگر صهیونیسم جهانی به جای فلسطین یکی از کشورها را به عنوان ارض موعود انتخاب می کرد، هیچ انتظاری از دیگر مسلمانان نداشتند. آیا باید در مقابل جنایاتی که هر دل آزاده ای را به شدت جریحه دار می کند باز هم سکوت کرد. 40 سال سکوت و انفعال بس نیست. آیا به گفته مقام معظم رهبری رژیم سفاک صهیونیستی مصداق واقعی کافر حربی نیست. آیا می توان خود را مسلمان دانست ولی شب را به صبح رساند و  نسبت به امور مسلمین بی تفاوت بود. باید گفت که دشمنی صهیونیسم تنها با فلسطین نیست و برچیدن و نابودی اسلام یکی از اهداف اصلی صهیونیستها را تشکیل می دهد و این مساله را سران این رژیم بدون کوچکترین واهمه ای ابراز می دارند کما اینکه اسحاق رابین اسلام را سرسخت ترین مانع برای پیشروی صهیونیستها می داند و اکثر صهیونیستها جنگ اسلام و صهیونیست را نبردی بین شر مطلق و خیر مطلق می دانند. هم اکنون چگونه می توان مساله فلسطین را فقط مختص این ملت بدانیم و چگونه می توانیم شمشیر از غلاف کشیده شده صهیونستها را فقط بر علیه فلسطینیان بدانیم در حالی که این شمشیر گردن تمام مسلمانان را نشانه گرفته است. پس باید گفت که بدا به حال مسلمانانی که خود را پیرو مکتبی می دانند که در آن به کشیده شدن ظالمانه خلخال از پای زن یهودی را نمی تواند برتابد  اما منتسبین به آن این همه ظلم وچنایت را می بینند و دم بر نمی آورند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 12:53  توسط امید عبدالهی  | 

دزدان دریایی سومالی

کشور  سومالي به لحاظ برخوردار بودن از موقعيت خاص سوق‌الجيشي و قرار گرفتن در نزدیکی  "باب المندب " در طول تاريخ، همواره مورد توجه دولتهای استعمار گر خارجی بوده است . باب‌المندب و شاخ افريقا از يك جهت به خليج فارس و از سوي ديگر به درياي سرخ و كانال سوئز و از آنجا به درياي مديترانه راه دارد كه نشاندهنده ارزش بالای ترانزیتی این منطقه می باشد  و لذا از اهميت خاص سياسي، اقتصادي و نظامي برخوردار است. و این مساله خود بیانگر چرایی توجه دولتهای غربی و به ویژه آمریکا به این منطقه می باشد. و به همین خاطر این کشور به همراه سرزمینهای  اتيوپي، اريتره و جيبوتي به جولانگاه رقابت قدرتهای استعماری تبدیل شده است. و همین مساله بحرانهای شدید اقتصادی و به تبع آن اجتماعی فرهنگی و سیاسی را در این کشورها و خصوصا در سومالی به وجود آورده است.


بحرانهای ایجاد شده در شاخ آفریقا و خصوصا سومالی از دیر باز وجود داشته و تاثیرات بین المللی فراوانی را هم در پی داشته است. اما یکی از نقاط عطف در تاریخ سومالی را باید مربوط به سال 1991 بدانیم چراکه تلاش های دیکتاتورمآبانه و نادرست زياد باره رئيس جمهور سومالي در راستای سركوب مخالفان و ايجاد خفقان در كشور نهايتا منجر به سقوط وی در این سال شد. و این دوران جدیدی از نابسامانی در سومالی در پی داشت، بدین جهت که هرچند با رفتن دیکتار سومالی امیدواری فراوانی در بین مردم  براي برقراري صلح دراین کشور به وجود آمده بود اما شورشيان به جاي برقراري نظم، به جان يكديگر افتادند و اين كشور فقير را به سوی  هرج و مرج و قحطی سوق دادند.  و هم اکنون هم با وجود اینکه دولت سومالی در شهر بایدوا،  توسط سازمان‌های بین المللی به رسمیت شناخته شده است اما این کشور از سال ۱۹۹۱ تا کنون فاقد دولت ملی تاثیر گذار بوده‌است ودولتی  که هم اکنون  با نام «دولت موقت ملی» خوانده می‌شود، تنها کنترل بایدوا را در اختیار داشته و از نظر بیشتر مردم سومالی از وجاهت قانونی بر خوردار نیست.

جنگ داخلي و قحطي قریب به 17 سال است كه كشور سومالي را در برگرفته و مردم اين كشور را با اوضاع سخت و دشواري روبرو ساخته است . گروههاي قدرت طلب داخلي و استعمارگران خارجی وضعیت ناگواری را در سومالی به وجود آورده اند. متاسفانه سازمانهايي از قبيل سازمان وحدت افريقا، اتحاديه عرب و ...اوضاع را به مراتب بدتر کرده اند و اینها زمینه های را به وجود آورده است تا آمريكابا بهانه دفاع از حقوق بشر و ارزشهاي انساني مجوز سازمان ملل را براي دخالت در سومالي بدست آورد.هم اکنون علی رغم حضور دهها هزار نیروی بین المللی در سومالی اوضاع در اين كشور متزلزل و زندگي در آن خطرناك است و هنوز سومالي فاقد دولت و پليس است. و آبهای اطراف سومالی به یکی از نا امن ترین مناطق دنیا تبدیل شده است. هر چند هسته اصلی دزدان دریایی سومالی را ماهیگیرانی تشکیل دادند که تلاش می‌کردند آبهای این کشور را از تعارض قایق های ماهیگیری بیگانه محافظت کنند. اما این کار به باج گیری دریایی از این کشتی ها و نهایتا به یک صنعت با نام دزدی دریایی تبدیل شد و این آبها را به مکان نا امنی برای عبور و مرور کشتی ها تبدیل کرده است و آماردزدیهای دریایی روز به روز در حال افزایش است.

حال آنچه جای تردید را به وجود می آورد این است  که چرا علی رغم وجود نیروهای بین المللی در این کشور نه تنها تعداد دزدیها کاهش نیافته بلکه همچنان بر شمار آنها و نا آرامی های داخلی در سومالی افزوده می شود. و آیا  این اوضاع  نابسامان منفعت عده ای را تامین خواهد کرد یا خیر؟

دزدیهای دریایی کنونی سومالی هر چند رابطه مستقیم و عمیقی با اوضاع نابسامان اقتصادی و همچنین نداشتن پلیس و عدم توانایی دولت این کشور در کنترل اوضاع در این کشور دارد. لکن ریشه های آن را تنها نمی توان در درون مرزهای سومالی جستجوکرد و بدون شک اگر بخواهیم با خوش بینانه ترین دیدگاه هم به این موضوع بنگریم وجود این نابسامانی ها در سومالی کمک های بسیاری را به دول غربی و خصوصا آمریکا و اسرائیل خواهد کرد. چرا که با دقت در اوضاع عراق، کشتارهای وحشیانه در غزه و اوضاع افغانستان، متوجه می شویم که بالا گرفتن حجم این دزدی های دریایی تا چه اندازه توانسته است این اخبار را تحت الشعاع خود قرار دهد و توجه جامعه جهانی را از سمت آنها به سوی خود جلب نماید.و از سوی دیگر اوضاع نابسامان سومالی منجر به توجیه هر چه بیشتر حضور نیروهای آمریکایی و فرانسوی در این کشور خواهد شد. وحضور این نیروها در سومالی به جز اینکه می تواند عاملی برای کنترل اسلام گرایان سومالی- که ادعا می شود مورد حمایت برخی کشورهای اسلامی چون ایران و عربستان هستند-باشد باعث دلگرمی جمعیت یهودیان پراکنده در سومالی که یکی از  بزرگترین اجتماعات در سراسر قاره افریقا محسوب می‌گردد،نیز خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:26  توسط امید عبدالهی  | 

حقیقت شب قدر

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه

دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی


«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.


با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.


اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 10:20  توسط امید عبدالهی  | 

فوتبال حرام است(؟)

فوتبال حرام است مگر....


مفتی وهابی: فوتبال حرام است،مگر با 14 شرط زیر!
هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!


سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.


جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:


اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!


دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…


سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…


چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.


پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.....




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:39  توسط امید عبدالهی  | 

سلام بر حسین



کاش بوديم آن زمان کاري کنيم                                               از تو و طفلان تو ياري کنيم
کاش ما هم کربلايي مي شديم                                             در رکاب تو فدايي مي شديم

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگي است! ماه عشق و شور و فرياد است! ماه سرافرازي بر فراز نيزه هاست!
محرم ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد و راه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن دانست و اين، خود سرلوحه تعليمات اسلام است براي ملت‌ها تا آخر دهر. ماه محرم ماهي است كه مردم آماده‌اند براي شنيدن مطلب حق.
حماسه كربلا بزرگ‌ترين و دلخراش‌ترين واقعه تاريخ است كه پس از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به ياد آن واقعه‌ها اشك ريخته مي‌شود و ناله و فرياد به پاست.

قيام امام حسين(ع) و شهادت او، تلاش‌هاي برادر، پدر و جدش را درگذشته بارور و زمينه تلاش براي آيندگان را فراهم ساخت.
السلام عليک يا ابا عبدالله ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:34  توسط امید عبدالهی  | 

چون پرده برافتد

آبروی مومن از کعبه هم بالاتر است.
کسایی که در لباس خیرخواهی و عدالت جویی دست به کاری می زنند که باعث ریختن آبروی مومنی شوند باید در پیشگاه خداوند جوابگو باشند. حالا ممکن است که گاه ما بیاندیشیم که فقط نام شخص را نبریم دیگر هیچ خطایی مرتکب نشدیم در حالی که با بیان خود در اینگونه از موارد آبروی عده یا گروهی را بر باد می دهیم که بسیار نابخشودنی تر است. اشاره من به وبلاگی است که در آن بچه های دانشگاه امام صادق (ع) را مورد هدف قرار داده است و با بیان ادعایی که صحت آن مورد تردید است._ ولی به فرض صحیح بودن هم بیان آن به گونه ای که این دوست بی توجهمان بیان کرده اند آبروی تمام امام صادقیها را در معرض خطر قرار داده است _ به فرافکنی و غوغا سالاری پرداخته است
من برای توجه همه کسایی که به این سایت سر زده اند و همچنین برای توجه خاطر بنده خدایی که این مطلب را نوشته است بر خود فرض می دانم که مطالبی را بیان کنم:
اولا: من هیچگاه در صدد دفاع از مواضع مسئولین دانشگاه نبوده و نیستم. چرا که من به عنوان کسی که هفت سال از بهترین سالهای عمرم را در این دانشگاه سپری کرده ام شاهد ضعفها و افراط و تفریطهای فراوانی بوده ام. که عمده ضعف ها هم به سیستم مدیریتی دانشگاه برمی گردد. جنبه های تحکیمی رفتار مسئولین، عدم التزام مسئولین دانشگاه به پاسخگویی خواسته های دانشجویان، سوء استفاده از حسن خلق دانشجویان، فشارهای خارج از معمول بر روی اساتید و دانشجویان، عدم انعطاف پذیری و هزار یک مشکل دیگر از جمله مسائلی است که ما در طول این سالیان با آنها مواجه بوده ایم و از آنها رنج برده ایم. کما اینکه عدم برخوردهای مناسب کارکنان و مسئولین دانشگاه موجب افت تحصیلی و کاهش انگیزه دانشجویان و حتی باعث شده است که برخی از دانشجویان دچار عقده های شدیدی شده و بعد از فارغ التحصیلی به نوعی با رفتارهای معاندانه خود در صدد انتقام گیری از مسئولین بر آیند و البته همه اینها گوشه ای از مشکلات دانشگاه است.
ثانیا: هر چند سیستم دانشگاه پر از اشکال است. اما قوتهای فراوانی در دانشگاه وجود دارد که چشم پوشی از آنها بی انصافی است.که از عمده ترین آنها وجود دانشجویانی فوق العاده متعهد ، بااستعداد و دلسوز است. که به اعتراف تمام کسانی که با این دانشگاه آشنا هستند. جزء بهترین دانشجویان در سراسر کشور هستند.که به عکس بسیاری از دانشگاهها اولویت اول و اساسی دانشگاه را تلاشهای علمی تشکیل می دهد و شکی نداشته باشید که افرادی را که در دانشگاه امام صادق(ع) می توان یافت در هیچ دانشگاه دیگری نظیر ندارند. چه از بعد اخلاقی و چه از بعد علمی و چه از نظر استعداد. چرا که غالبا افراد گل چین شده ای هستند اما خوب هیچ بوستانی بدون خار نیست. و دانشگاه امام صادق هم از این قاعده مستثنی نیست و بعضا به خاطر ضعفهای مدیریتی و عدم برخورد مناسب عده قلیلی از آنها از مسیر صحیح خود خارج شده و به بیراهه کشیده می شود. و در اینجاست که عده ای از روی عناد یا از روی ندانم کاری یا برای جذب مخاطب یا هر دلیل دیگری که خود و خدایشان بهتر می دانند، خطایی را که یک نفر انجام داه است جنان بزرگ نمایی کرده و آب و تاب می دهند و به همگی تعمیم می دهند که انگار همچین خطاهایی به صورت متداول و معمول در دانشگاه اتفاق می افتد و همه دانشجویان اهل این کار هستند.من نمی گویم دانشجویان دانشگاه همگی معصومند و هیچ گناهی در دانشگاه صورت نمی گیرد قطعا این گونه نیست . اما خوب نوع بیان یک مساله و فضای بیان آن بسیار مهم است. نگارنده که خود امام صادقی است و با منطق و فلسفه آشناست نمی تواند بهانه هایی مانند اینکه این مساله که مگه دانشجویان امام صادق گناه نمی کنند و یا این ادعا که این مساله بیان حقیقت بوده است را دست آویز قرار داده و چنین اادعاهایی را در بوق و کرنا کرده و با پیاز داغ فراوان بیان کند و آن هم در فضایی که ذهنیت مخاطب را نسبت به کل دانشجویان دانشگاه تغییر دهد .ما چنین افرادی را به خدا وا می گذاریم چرا که این مساله اهانت به همه دانشجویان است وبر خودم فرض می دانم که به این بنده خدا که از معرفی خود هم ابا دارد بگویم که: اگر شما نیتتان امر به معروف و نهی از منکر است. راهش ریختن آبروی مومنین نیست و کار شما هیچکدام از شرایط امر به معروف را ندارد و اگر قصدتان چیزی غیر از این باشد که وای به حالتان بر خود بترسید و توبه کنید مبادا که وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی شما را وادار کرده باشد که دست به چنین اقدامی بزنید.و بترسید از روزی که مجبور باشید در پیشگاه حضرت حق پاسخ گو باشید.
اسرار ازل را نه تو داني و نه من                   وين حل معما نه تو خواني و نه من
هست از پس پرده گفتگوي من و تو               چون پرده برافتد نه تو ماني و نه من

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:41  توسط امید عبدالهی  |