وا اسلاما
در سالروز عزای حسینی رژیم سفاک صهیونیستی جنایت دیگری را شکل داد. این جنایت وحشیانه البته به نظر عده ای هدیه کریسمس صهیونیستها برای مردم بی دفاع فلسطین هم بود.


موجودیتی نا مشروع که در قالب مفاهیمی ساخته و پرداخته غیر و بر اساس آموزه های تحریف یافته دین یهود، در سرزمینی که بیش از 90 در صد آن را مسلمانان تشکیل داده اند، حیات خود را آغاز کرده است و در طول 69 سال حیات نا مشروع خود شدید ترین جنایات ضد بشری را در میان مسلمانان و بر علیه آنان مرتکب شده اند و هیچ قاعده و قانون بین المللی نتوانسته است آنها را وادار به کرنش نماید. یکی از ویژگیهای انکار ناپذیر رژیم صهیونسیتی، عدم پایبندی این رژیم به قواعد و قراردادهای بین المللی و منطقه ای است چرا که به مدد حمایتهای بی شائبه بین المللی از آن، هرگز هیچ نیروی قدرتمند بین المللی نتوانسته و نخواسته است که این رژِیم را وادار به پذیرش قواعد بین المللی کند و شکستن قواعد و قراردادهای بین المللی از سوی این رژیم هم به یک امر عادی تبدیل شده است و اگر هم محکومیت یا اجباری وجود داشته است در حدی بسیار خفیف بوده که در نهایت هم به طور کامل اجرا نشده است و خصوصا در مواردی که قراردها و یا توافقنامه ها درباره طرف فلسطینی بوده است این رژیم با جسارت و گستاخی بیشتری آنها را زیر پا گذاشته است چنانکه در آتش بس 6 ماهه اخیر این رژیم با حماس بسیاری از شروط مندرج در توافقنامه از سوی این رژیم زیر پا گذاشته شد و از جمله رژیم صهیونیستی به شروط: توقف حملات، لغو محاصره غزه، بازگشائی گذرگاهها و انتقال آتش بس به کرانه باختری پایبند نبوده است و تا کنون 195 بار آتش بس را نقض کرده است.
تصاوير مربوط به آتشي كه صهیونیستها در غزه به پا كردهاند و در تمام رسانههاي جهان نيز منتشر شده است، تنها بخش كوچك از آتشي است كه صهيونيستها اميدوارند که نه تنها فلسطين بلکه در سراسر جهان اسلام و به پا كنند. فلسطين با فاجعه روبهرو است، نوار غزه با مرگ تدريجي روبهرو است، الخليل شاهد به آتش كشيده شدن است، كرانه باختري نيز تبديل به فضايي براي گسترش سرطان شهرك سازي است، بيتالمقدس با يهوديسازي ميجنگد و با این اوصاف مواضع انفعالی توام با سازش کشورهای عربی تشدید کننده بحران در میان مردم مظلوم فلسطین است و به طور حتم جنايتكاران جنگي رژيم صهيونيستي از تهديدها و شروط و نه گفتنهاي خود دست بر نميدارند. و سرنگونی و به آتش کشیدن غزه از آرزوهای دیرینه سران این رژِیم است کما اینکه اسحاق رابين نخست وزير اسبق اسراييل همواره ميگفت كه دوست دارد يك روز از خواب بيدار شود و ببيند كه نوار غزه در دريا غرق شده است.
هر چند که آرزوی دیرینه سران صهیونیستی مبنی بر به خاک و خون کشیدن غزه مساله ای بسیار وحشیانه و ناشی از روح ددمنشانه و سفاک صهیونیستها دارد، لکن جای شگفتی چندانی ندارد ولی آنچه که شگفت آور است سکوت مرگبار و مواضع انفعالی اعراب و کشورهای اسلبامی در مقابل این همه کشتار و وحشیگریست. چگونه می توان پذیرفت که عده ای غاصب سرزمینی را غصب کرده مردم آن را آواره کرده و در میان انبوهی از مسلمانان، وحشیانه ترین جنایات را بر علیه آنان مرتکب شود اما هیچ جوابی نگیرد. چگونه می شود که ملتی را که سنبل مقاومت اسلامیست در میان همکیشان خود به آتش بکشند و آنان تنها نظاره گر باشند. باید از این دولتهای منفعل پرسید که اگر صهیونیسم جهانی به جای فلسطین یکی از کشورها را به عنوان ارض موعود انتخاب می کرد، هیچ انتظاری از دیگر مسلمانان نداشتند. آیا باید در مقابل جنایاتی که هر دل آزاده ای را به شدت جریحه دار می کند باز هم سکوت کرد. 40 سال سکوت و انفعال بس نیست. آیا به گفته مقام معظم رهبری رژیم سفاک صهیونیستی مصداق واقعی کافر حربی نیست. آیا می توان خود را مسلمان دانست ولی شب را به صبح رساند و نسبت به امور مسلمین بی تفاوت بود. باید گفت که دشمنی صهیونیسم تنها با فلسطین نیست و برچیدن و نابودی اسلام یکی از اهداف اصلی صهیونیستها را تشکیل می دهد و این مساله را سران این رژیم بدون کوچکترین واهمه ای ابراز می دارند کما اینکه اسحاق رابین اسلام را سرسخت ترین مانع برای پیشروی صهیونیستها می داند و اکثر صهیونیستها جنگ اسلام و صهیونیست را نبردی بین شر مطلق و خیر مطلق می دانند. هم اکنون چگونه می توان مساله فلسطین را فقط مختص این ملت بدانیم و چگونه می توانیم شمشیر از غلاف کشیده شده صهیونستها را فقط بر علیه فلسطینیان بدانیم در حالی که این شمشیر گردن تمام مسلمانان را نشانه گرفته است. پس باید گفت که بدا به حال مسلمانانی که خود را پیرو مکتبی می دانند که در آن به کشیده شدن ظالمانه خلخال از پای زن یهودی را نمی تواند برتابد اما منتسبین به آن این همه ظلم وچنایت را می بینند و دم بر نمی آورند.
